close
تبلیغات در اینترنت
فلسفه غدير

بچه های مسجد

فلسفه غدير         واقعه غدير، پاسخي براي اين پرسش است كه: «چرا بعد از رحلت پيامبر گرامي اسلام، دروازه «پيامبري» بسته شد؟». به تعبير علمي‌تر: حادثه غدير، تبيين‌كننده فلسفه «خاتميت» و تكميل‌كننده «نبوت» است و در نتيجه فعل و انفعالاتي كه ميان واقعه غدير و خاتميت (ختم پيامبري و پايان يافتن وحي) رخ داده است، پديده جديدي به نام «امامت» (رهبري امت) وارد ميدان مي‌شود.شناخت درست درباره فلسفه «غدير»،…

پیامبر اكرم(ص)فرمود : یا اَباذَرَ اِنَّ اللهَ تَعالی یُعْطیكَ ما دُمْتَ جالِساً فِی الْمَسْجِدِ بِكُلِّ نَفَسٍ تَنَفَّسَ فیه دَرَجَةً فِی الْجَنَّةِ ای ابوذر! تا زمانی كه در مسجد نشسته ای، خداوند برای هر نفسی كه می كشی، درجه ای از بهشت برایت پاداش می دهد
جستجوگر پیشرفته



فلسفه غدير

 

 

 

 

واقعه غدير، پاسخي براي اين پرسش است كه: «چرا بعد از رحلت پيامبر گرامي اسلام، دروازه «پيامبري» بسته شد؟». به تعبير علمي‌تر: حادثه غدير، تبيين‌كننده فلسفه «خاتميت» و تكميل‌كننده «نبوت» است و در نتيجه فعل و انفعالاتي كه ميان واقعه غدير و خاتميت (ختم پيامبري و پايان يافتن وحي) رخ داده است، پديده جديدي به نام «امامت» (رهبري امت) وارد ميدان مي‌شود.
شناخت درست درباره فلسفه «غدير»، بستگي كامل به معرفت فلسفه «نبوت» دارد، به گونه‌اي كه اگر فلسفه نبوت به شكل صحيح، تبيين و تحليل نشود، هيچ‌گاهي به هسته مركزي «غدير» و گوهر گرانبهايي كه در درون «امامت» نهفته است، شناخت عقلاني و تحليل قانع‌كننده، پيدا نخواهيم كرد.
اگر مي‌بينيم كه رويداد «غدير» براي تعداد زيادي از مسملين در هاله‌ي ابهام باقي مانده است و از كنار آن به سادگي عبور مي‌كنند، بدان جهت است كه تنها به پوسته و صدف اين تكه مهم تاريخي، توجه نمود‌ه‌اند و هيچ‌گاه روي مغزهاي‌شان، فشار لازم را نياورده‌اند، تا به گوهر اصلي و هسته مركزي آن، برسند.
آن عده‌اي از مسلمين كه توجه بيش‌تري روي اين موضوع كرده و با ايثار و فداكاري قابل ملاحظه‌اي، از حريم اين واقعه، پاسداري نموده و از تحريف آن، جلوگيري نموده‌اند، در اثر تحولات سياسي و اجتماعي و عدم دسترسي به تحصيلات عالي و تحقيقات كامل ـ‌به جز از نخبه‌گان و محققان‌شان ـ اكثراً به صورت تعبدي و تقليدي با اين قضيه، برخورد نموده‌اند، نه به شكل تحليلي و تحقيقي آن.
با توجه به مطالب فوق، ناگزيريم كه در ابتدا به فلسفه «نبوت» و نيز فلسفه «خاتميت»، پاسخ دهيم تا زمينه براي پرداخت به فلسفه «غدير» فراهم شود.
بنابراين، با سه پرسش اساسي روبه‌رو هستيم:
1ـ چرا بشر به انبياء الهي نياز داشته و هدف خداوند از ارسال پيامبران، چه بوده است؟
2ـ چرا با رحلت پيامبر بزرگ اسلام، دروازه وحي و ارسال رسول، بسته گرديد؟
3ـ واقعه غدير، چه خلايي را مي‌توانست پر كند و چرا پيامبر اكرم در روز هجدهم ذي‌الحجه، همايش بزرگي تحت عنوان «انتخاب جانشين» ـ آن هم در زير آفتاب سوزان و در ماه‌هاي پاياني عمرش ـ‌ برگزار نمود؟
پاسخ پرسش نخست آن است كه:
الف ـ انسان موجودي است كه در آغاز زندگي (دوره نوزادي)، علم و شناختش، هم‌پايه درك و آگاهي حيوانات و حتي كم‌تر از آن است ولي همزمان با رشد جسمي، روز به روز حوزه علم و آگاهي‌اش، توسعه پيدا مي‌كند. گاهي اين توسعه علمي و فكري، شتاب بيش‌تري پيدا مي‌كند و آن در وقتي رخ مي‌دهد كه انسان، تحت آموزش و پرورش قرار گيرد.
بنابراين، انسان به معلم و مربي ضرورت شديد دارد تا به رشد فكري، علمي، جسمي و اجتماعي، برسد.
از آن‌جا كه در دوره‌هاي اوليه زندگي بشر انسان‌ها در مشكلات و محدوديت‌هاي زيادي به سر مي‌بردند و دسترسي به تحصيل و تعليم ناممكن بود و نيز امكانات لازم، اختراع نگرديده بود، به معلمان و مربياني نياز داشتند تا راه و رسم زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي را به آن‌ها مي‌آموزاندند و آنان را با قانون و تطبيق آن در جامعه، آشنا مي‌ساختند. از اين رو مي‌توان گفت كه:
پيامبران، همان معلمان بشريت‌اند كه انسان‌ها را از تاريكي جهل و بي‌قانوني رهانيده و به سوي نور علم و قانونمندي، كشاندند و اين كار در آن عصر، به جز از طريق ارسال انبيای الهي و قوانين آسماني، از دست بشر عقب مانده و جهل‌زده آن دوره‌ها، ساخته نبود.
ب ـ انسان، نه مانند حيوانات، محكوم به غرايز است تا تمام هدفش، پر كردن شكم و توجه به آب و آخور باشد و نه مانند فرشتگان، خالي از نفس سركش‌اند تا راه سركشي و طغيانگري مسدود گردد، بلكه موجود اختياردار، اراده‌مند و ايستاده بر سر دو راهي (سعادت و شقاوت) است كه گاهي در باغ سعادت و در ميان گل‌هاي خوشبختي، گام برمي‌دارد و زماني هم در مرداب بدبختي تا گلو فرو مي‌غلطد.
در اين ميدان كار و زار، شناخت باغ سعادت و چاه شقاوت، كاري است بس دشوار و گاهي حتي ناممكن؛ زيرا از يكسو انسان با فرمان‌هاي عقل و دستورات وجدان پاك خويش، روبه‌رو است كه وي را به گزينش راه سعادت و انجام خوبي‌ها، فرمان مي‌دهد و از جانب ديگر وسوسه‌هاي شيطاني و خواست‌هاي شهواني، همانند اژدهاي هفت‌سر، دهن‌ها را براي بلعيدن و نابودي وي، باز نموده است كه با يك چشم به هم زدن، سرنوشت را به گونه‌اي كاملاً متفاوت دگرگون مي‌سازد.
در اين ميان، انسان به داشتن استراتژي‌هاي جديد در عرصه‌هاي دفاعي و تهاجمي در رابطه با اين دشمن سوگند خورده، ضرورت پيدا مي‌كند.
اتخاذ استراتژي‌هاي كارا و راهبردي‌هاي آگاهانه، در همه موارد،‌ از توان عقل بشر، بيرون است و لذا به كمك‌ها و رهنمايي‌هاي مقامات بالاتر، نياز شديد پيدا مي‌كند. خداوند بزرگ با ارسال پيامبران و قوانين آسماني، راه‌هاي پيروزي و چاه‌هاي شكست را به انسان معرفي نموده است تا بر اين اژدهاي جهنمي، غالب گردد.
ج ـ انسان، موجودي نيست كه تنها طبيعت و پديده‌هاي طبيعي (مانند پول،‌خانه، مقام، زندگي آسوده و...) بتواند به خواسته‌ها و تشنگي‌هاي وي، به صورت كامل و قناعت‌بخش پاسخ دهد. بلندپروازي علمي و جولان فكري وي، گاهي به جايي مي‌رسد كه اين جهان بزرگ و زندگي در آن را، پوچ و بي‌معني و خود را بي‌پناه و بي‌پشتوانه مي‌بيند.
با ارسال پيامبران و ارتباط يافتن عالم ماده با جهان فوق ماده (ماوراءالطبيعت)، اين پوچ‌گرايي‌ها از بين مي‌رود و انسان خود را تنها، بي‌پناه و بي‌پشتيبان نمي‌بيند.
د ـ با توجه به سه نكته مذكور (نياز بشر به تعليم و تربيت، پيروزي بر خواست‌هاي دروني و رهايي از پوچ‌گرايي و تنهايي)، حال اين نكته را نيز اضافه مي‌كنيم كه بشر در همه زمان‌ها، در تمام مكان‌ها، با توجه به آن سه نكته اساسي، به ارسال رسول و نزول قوانين الهي، ضرورت دارد، زيرا هميشه آن سه مشكل، بر جاي خود باقي است.
اما اين‌كه: «بعد از رحلت پيامبر بزرگ اسلام، خداوند براي رفع اين سه مشكل‌، چه راه حلي را فراروي بشر گذاشت؟» در قسمت بعدي ملاحظه خواهيد فرمود.
اما در پاسخ اين پرسش كه: چرا خداوند بعد از رحلت حضرت محمد(ص) دروازه پر فيض وحي را به رخ بندگان خود،‌ بسته كرد و چرا انسان‌هاي عصر تمدن و تكنالوجي را از نعمت پيامبران و رهبران وارسته متصل به منبع وحي،‌ محروم نمود؟ بايد گفت، جامعه انساني اگر به صورت كل، مورد ارزيابي و تحليل قرار گيرد، در مي‌يابيم كه دوران‌هاي گوناگوني را پشت سر گذاشته است و همواره با گذشت زمان، مراحل رشد و تكامل را طي نموده است، به گونه‌اي كه رشدش را از مرحله صفر و نوزادي آغاز نموده، مراحل كودكي، نوجواني و جواني را، يكي پس از ديگري، طي نموده است.
مقصد ما از رشد جامعه بشر، تنها تغييرات در عرصه ابزار و وسايل زندگي فردي و اجتماعي نيست و نيز هدف از اين رشد، تنها دگرگوني در كيفيت و نحوه زندگي نمي‌باشد، بلكه مراد از اين رشد و تكامل، آمدن تغييرات در عرصه فكري و علمي بشر است كه از آن مي‌توان به «رشد عقلي» يا «تكامل عقل» تعبير نمود.
رشد عقلي و تكامل فكري، اساس پيشرفت‌هاي بشر در اختراع ابزار زندگي و تغييرات در نحوه زندگي است و تا وقتي كه بشر با ركود فكري و انجماد عقلي، روبه رو بود، هيچ گاه توانايي براي رهايي از چنگال زندگي حيواني، ابتدايي و غارنشيني، پيدا نكرد.
خداوند از طريق فرستادن وحي و واسطه شدن رهبران پاك‌نفس و آگاه، زمينه رشد عقلاني و تكامل فكري را براي بشر، فراهم ساخت و از اين‌رو، عقل بشر، با گذشت زمان، مراحل نوزادي، كودكي و نوجواني را سپري نمود تا سرانجام به دوره جواني (بلوغ) گام نهاد.
پيامبران نخستين (مانند حضرت آدم، نوح و...) عقل و انديشه بشر را در دوره نوزادي و كودكي، پرورش دادند و از آن، مراقبت مي‌نمودند. در آن دوره‌ها واقعاً عقل انسان، نوزاد و كودك (ناآگاه) بود و لذا مي‌بينيم كه قابيل بعد از كشتن برادرش(هابيل)، حتي توانايي بر درك راه‌حل براي دفن جنازه مقتول را نداشت و سرانجام با راهنمايي زاغ، روش دفن را بدست آورد؛ و نيز قوم حضرت نوح در مقابل تبليغات شبانه‌روزي پيامبرشان در طي نهصد و پنجاه سال، خم بر ابرو نياوردند و موعظه‌هاي نوح در دل‌هاي قومش راه نيافت.
پيامبران ديگر وظيفه رشد فكري و علمي در دوره‌هاي كودكي و نوجواني را به عهده داشتند و سرانجام در عصر آخرين پيامبر الهي حضرت محمد(ص)، زحمات بيست و سه ساله اين نماينده الهي و قوانين جانبخش الهي تحت عنوان «قرآن كريم»، عقل را وارد مرحله بلوغ و كمال نمود و لذا بر جايگاه بسيار عالي، تكيه زد يعني عقل، يكي از منابع چهار گانه براي استخراج احكام شرعي قرار گرفت و در كلام بزرگان دين، عنوان «پيامبر دروني» (حجت باطنة) براي آن برگزيده شده است. امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «خداوند دو نوع پيامبر و رهنما را براي مردم فرستاده است: 1- رهنماي بيروني 2- رهنماي دروني. رهنماي بيروني عبارتست از پيامبران الهي و اما رهنماي دروني، عقل آدمي است».
در تمجيد از عقل رشد يافته، آمده است كه آن، يگانه راهي است كه انسان مي‌تواند از آن طريق، خداي خويش را شناخته و عبادت وي را واجب مي‌شمارد.
خلاصه حاصل سخن آن كه: يكي از اهداف اصلي ارسال پيامبران، فراهم‌سازي زمينه براي رشد عقل (تقويت و پرورش پيامبر دروني) بوده است و چون در مدت رسالت پيامبر اكرم(ص) چنين زمينه‌اي، ميسر شده بود، لذا با رحلت اين پيامبر الهي، فصل ديگري در تاريخ بشر خردگرا، هوشمند و عاقل، گشوده شد و بايد گشوده مي‌شد، زيرا تحولات پيش آمده در مراحل مختلف جامعه انساني، ايجاب مي‌كرد كه سيستم و روش‌ها نيز تغيير يابند. از اين رو، وحي الهي، قطع و راه بعثت و نبوت نيز مسدود گرديد.
اما گنجينه گرانبهايي كه پيامبر در طول 23 سال پيامبری‏اش، به دست آورده بود(قرآن كريم) را به امتش سپرد تا در پرتو قوانين جاويدانه آن، باقي راه را نيز با خوشبختي، طي كنند.
در اينجا حتماً پرسشي در ذهن مي‌آيد و آن اين كه:
آيا عقل رشيد و بالغ، به تنهايي مي‌تواند در تمام عرصه‌هاي زندگي (عبادت، سياست، اجتماع و...)، با موفقيت تمام، بر مشكلات، پيروز گردد؟
در پاسخ شايد گفته مي‌شود كه: كتاب خدا (قرآن عظيم الشأن) و سخنان پيامبر (احاديث) مي‌توانند دست عقل و خرد انسان را بگيرد و در مواردي كه پاي عقل، لنگ است (حوزه عبادات، مسايل مربوط به قيامت و غيره) كتاب و سنت، مي‌توانند به سربازان عقل، كمك‌هاي مورد نياز را برسانند و نگذارند كه «عقل» از مسير اصلي، منحرف شود؛ در امور عرفي و اجتماعي، عقلاي امت با استفاده از عقل و با تكيه بر نقل (كتاب و سنت) از طريق «شوري»، «رايزني» و «انتخابات»، بر مشكلات، فايق آيند.
مغزهايي كه كنجكاو و حقيقت‌نگر باشند، فوراً پرسش ديگري را مطرح مي‌كنند و آن اين كه: درست است كه عقل رشيد و بالغ اگر با كتاب و سنت، ائتلاف نمايد و از راهنمايي‌هاي شرع، بهره‌مند گردد، از طريق شوري و گفتمان بين عقلاي امت، تعداد زيادي از مشكلات، رفع مي‌گردد ولي همه اين كارها با اين كه لازم و ضروري است، كافي به نظر نمي‌رسد؛ زيرا چندين مشكل اساسي بر جاي خويش باقي خواهد ماند:
الف‌ـ پيدايش اختلاف در تفسير دين و احكام الهي
تا وقتي كه خود پيامبر در قيد حيات است، از آن جا كه وي واسطه بين خالق و خلق است و يگانه مرجع قابل قبول براي امتش مي‌باشد، در حين بروز اختلاف در فهم دين و تعدد قرائت‌ها و پيدايش تفسيرهاي متضاد، متناقض ـ و گاهي باطل و بيگانه از حقيقت ـ به سادگي مي‌تواند، تمام اين اختلاف‌هاي تفسيري و نزاع درون ديني را حل نمايد و لذا راه انحراف، كج فهمي، تحجر، تعدد تفسيرها، اختلاف و نزاع ميان امت، مسدود مي‌گردد.
ولي زماني كه پيامبر، رحلت نمايد و تمام بار مسئوليت ـ چه در امور عرفي و اجتماعي و چه در مسايل ديني و عبادي ـ بر دوش امت بيفتد، يقيناً دروازه به رخ اختلاف‌هاي تفسيري و نزاع‌هاي عقيدتي، گشوده خواهد شد و چون قرآن و سنت، متكلم و سخن‌گو نيست، لذا به مفسري ضرورت دارد كه تفسيرش برخاسته از دانش لازم و مورد قبول همه است، باشد.
ب‌ـ بروز جنگ و درگيري‌هاي خونين
اختلاف در فهم و تفسير دين، باعث پيدايش مذاهب گوناگون و فرقه‌هاي مختلف مي‌گردد كه در نتيجه، پيروان هر مكتب فكري و عقيدتي، براي آن كه خود را بر حق، رستگار، سعادت‌مند، اهل بهشت و پيرو واقعي پيامبر خويش نشان دهند، ناگزير است، ديگران را كافر، مرتد و نجس و خارج از دين، جلوه دهد و سرانجام، براي هميشه در ميان امت، نزاع و چند دسته‌گي پيدا خواهد گرديد و جوي خون نيز براي ابد جاري خواهد بود.
ج‌ـ عقب ماندگي و فقر
با وجود اختلاف عميق، نزاع‌هاي خونين و چند دسته‌گي، اژدهاي فقر و عقب‌ماندگي، امت را مي‌بلعد و نابود مي‌سازد و همان گونه كه در كلام بزرگان دين آمده است: «ديوار فقر، چسپيده به ديوار كفر است (الفقر كاد ان يكون كفراً)» و يا «انسان‌هاي عقب مانده و فقير، آخرت بدي در پيش رو دارند (من لا معاش له لا معاد له).
دـ خطر فرسوده‌گي دين
با گذشت زمان و پيدايش نسل‌هاي نو و عصرهاي جديد، طبعاً تغييرات چشمگير، در ابزار و سيستم زندگي انسان‌ها پيدا مي‌‌شود. گاهي اين فرق‌ها به اندازه‌ايست كه عصرهاي جديد، نسبت به عصر نزول وحي، به ميزان 180 درجه، تفاوت پيدا مي‌كند. در اين صورت حكمت الهي ايجاب مي‌كند كه امت، توان دسترسي به منبعي داشته باشد كه آگاه به دين و قابل قبول براي تمام افراد امت (هم سطح خود پيامبر) باشد، تا دين، همگام با عصر و پا به پاي پيشرفت‌ها و تغييرات جديد، حرکت نماید و براي پاسخگويي به نيازهاي عصرهاي جديد، توانايي لازم را داشته باشد.
ممكن است برخي‌ جواب دهند كه بعد از رحلت پيامبر، دروازه فقه و اجتهاد به رخ امت باز است و مجتهدين و فقها مي‌توانند با تكيه بر «قرآن، سنت، عقل و اجماع» و يا به ضميمه «قياس»، احكام جديد را بيرون آورند و به نيازهاي جديد، پاسخ دهند.
ولي مي‌توان گفت كه با اين پاسخ، گر چند در بعضي جهات، حجم مشكلات، كاسته مي‌شود ولي در جهات ديگر، همچنان با كوهي از دشواري‌ها و مصيبت‌ها مواجه خواهيم بود. زيرا در طول بيش از ده قرن كه فقها و مجتهدين با آن كه تمام تلاش‌شان را براي حل همين مشكلات، صرف نموده‌اند ولي با توجه به وجود اختلاف آراء و تفسيرهاي متفاوت و گاهي متناقض، باعث گيجي و سردرگمي امت گرديده است. به نحوي كه گاهي مجتهدي، نه تنها خلاف مجتهد ديگر، فتوا داده، بلكه حتي ديگري را به خروج از دين، ارتداد و كفرگويي، متهم نموده و قتل وي را واجب شمرده است. نمونه‌هاي بي‌شماري وجود دارد كه از آن جمله مي‌توان به حكم قتل دو فقيه برجسته جهان اسلام، معروف به: «شهيد اول» و «شهيد ثاني» اشاره كرد و نيز مي‌توان صدور فتواي شريح قاضي درباره جواز ريختن خون نواسه پيامبر امام حسين (ع) ـ‌ كه مقام بالاتر از فقيه و مجتهد داشت‌ـ را نام برد.
همچنين در موارد متعددي، صدور فتواها باعث رو در رو قرار گرفتن فرقه‌هاي اسلامي گرديده كه خونريزي‌هاي شديدي در پي داشته است.
حاصل سخن آن كه، مشكلات فوق، ايجاب مي‌كرد كه خداوند متعال براي نجات بندگانش از گمراهي و تنور آتش نفاق، راه حل حكيمانه‌اي را در اختيار امت آخرين فرستاده‌اش قرار دهد تا تمام راه‌ها به رخ مشكلات فوق، مسدود گردد. در غير اين صورت، به تعبير علمي‌تر: «نقض غرض» پيش مي‌آيد، يعني ارسال وحي و پيامبر، بدون نتيجه باقي خواهد ماند و مردم، دوباره راه بي‌راهه و چاه گمراهي را در پيش خواهند گرفت.
از همين رو، خداوند متعال در ماه‌هاي آخر حيات پر بركت پيامبر گرامي اسلام، وي را مؤظف مي‌كند تا اين راه حل مهم و حياتي را به گوش امتش برساند تا بعد از رحلت رهبرشان، به بيراهه نروند و با بدبختي‌ها مواجه نشوند. از اين‌رو با جديت تمام، به پيامبرش دستور مي‌دهد كه:
«اي رسول! آن مأموريتي را كه (از جانب خداوند) به تو سپرده شده است، به مردم برسان و اگر (اين مأموريت را) انجام ندهي، (معنايش آن است كه) رسالت الهي را به مردم نرسانده‌اي و(اگر چنانچه از مردم، خوف داري كه مبادا تو را متهم كنند و يا قصد آسيب‌رساني را داشته باشند، مطمئن باش كه) خداوند تو را از (دست و زبان) مردم نگه مي‌دارد»(1).
از همين رو، پيامبر پس از بازگشت از آخرين سفر تاريخي و عبادي‌اش (از سفر حجة‌الوداع) در روز هيجدهم ذي‌حجه سال دهم هجري، در منطقه «غدير خم» اين رسالت و مأموريت الهي را به گوش هزاران مسلماني كه همراه پيامبر از سفر حج برمي‌گشتند، رساند.
از اينجا فصل جديدي در تاريخ اسلام، به نام «امامت» و «رهبري امت» باز گرديد كه هم اشتراكات زيادي با دوره «نبوت» دارد و هم از جهاتي، با آن، متفاوت است.
تفاوت تنها در نزول و عدم نزول وحي است و اما از جهات ديگر (چون علم، پرهيزگاري، مديريت، شجاعت و...) با هم وجوه مشترك دارند.
پيامبر(ص) شرايط لازم رهبري را تنها در وجود پسر عم، داماد، همسنگر و يار هميشگي‌اش علي بن ابي‌طالب(ع)، برجسته ديد و لذا در همايش بزرگ غدير، وي را به رهبري امتش برگزيد، زيرا حضرت علي‌(ع) تنها كسي بود كه اصحاب و انصار، وي را از لحاظ علمي، پرهيزگاري، شجاعت، تدبير، مديريت و... بعد از شخص پيامبر، چهره منحصر به فرد مي‌ديدند. همه، اين سخن معروف پيامبر را كه «من شهر علم و علي دروازه آن است (انا مدنية العلم وعلي بابها)»، درباره وسعت علمي حضرت علي(ع) شنيده بودند و از نگاه شجاعت، «ليلة‌المبيت»، جنگ‌هاي خندق، احد، بدر، فتح خيبر و غيره را به ياد داشتند و نیز تقوي و پارسايي‌اش، زبانزد همه بود.
از اين رو علي‌(ع) يگانه شخصي بود كه مي‌توانست، آن هدف پيامبر را تأمين و سعادت و سلامت جامعه اسلامي را تضمين كند.
با اين انتخاب مبارك بود كه آن خلاء و كمبودي كه در صورت رحلت پيامبر، در ساختمان دين اسلام، احساس مي‌شد، برطرف گرديد و خداوند اين عمل پيامبر را با اين آيه تأييد و امضا نمود كه:
«امروز كافران (پس از اين كار تاريخي) از (بابت غلبه بر دين و آسيب رساندن به مسلمانان) نااميد شدند و امروز (با اين انتخاب به جا) دين‌تان را به حد كمال رساندم و نعمت‌ها را بر شما تمام كردم و...»(2)
پاورقي: ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- سوره مائده، آيه 67
2- 3مائده آيه


:: امتیاز: نتیجه : 5 امتیاز توسط5 نفر مجموع امتیاز : 5

:: بازدید : 37
:: موضوعات: عید سعید غدیر خم ,
:: مطالب مرتبط: غدیر را چگونه تبلیغ کنیم؟ , چند ویژگی امیرالمومنین علی(ع) , اميرمؤمنان على (عليه السلام) از ديدگاه شخصيت هاى برجسته , اسامی زیبای غدیر , شعر غدیر , امام محمد باقرعلیه السلام وغدیر , غدیر خم در خطبه امام مجتبى علیه السلام , غدیر از نگاه مولى الموحدین علیه السلام , خطبه غدیریه امیرمؤمنان علیه السلام در زمان حكومت , غدیر در معرکه ی صفین ,
:: برچسب ها: فلسفه غدير ,
اطلاعات پست
نویسنده : امیرحسین خدایاری
تاریخ : [جمعه 12 مهر 1392 ] [ 10:48]
نظرات
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب
پست ثابت تاریخ : شنبه 13 مهر 1392
داستان کوتاه و زیبای حجاب تاریخ : دوشنبه 30 تیر 1393
داستان شیخ و تبلت غوغل نکسوز تاریخ : چهارشنبه 25 تیر 1393
داستان کوتاه فقط یه کم! تاریخ : جمعه 20 تیر 1393
داستان کوتاه صد معشوقه تاریخ : یکشنبه 15 تیر 1393
حجاب از دیدگاه امام صادق ( علیه السلام) تاریخ : چهارشنبه 11 تیر 1393
خاطره ی حجاب تاریخ : دوشنبه 09 تیر 1393
حجاب مایه‌ى تشخص و آزادى زن است تاریخ : سه شنبه 03 تیر 1393
چهل حدیث در مورد حجاب زن و مرد تاریخ : سه شنبه 27 خرداد 1393
شعر در مورد حجاب تاریخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393
آیا حجاب برتر یعنی چادر ؟ تاریخ : جمعه 16 خرداد 1393
شعر در مورد حجاب تاریخ : چهارشنبه 07 خرداد 1393
راهكارهاي قراني براي جلوگيري از بدحجابي و بي حجابي تاریخ : جمعه 02 خرداد 1393
حجاب وبهشت تاریخ : یکشنبه 28 اردیبهشت 1393
حدود حجاب اسلامی برای بانوان از نظر قرآن كریم تا چه حد است؟ تاریخ : شنبه 27 اردیبهشت 1393
user خوش آمدید مهمان
progress عضو شوید

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور ؟

progress عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نماز
ماه مبارک رمضان
امامان معصوم
روز قدس
عفاف و حجاب
اخلاق اسلامی
سبک زندگی
مسجد
مقاومت اسلامی
حقوق بشر اسلامی
روزه داری
اکرام
اعیاد
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
امت اسلام
براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود.

کدام مطالب سایت را بیشتر می پسندید؟





آمار مطالب آمار مطالب
تعدا کل مطالب تعدا کل مطالب : 345
تعدا کل نظرات تعدا کل نظرات : 143
آمار کاربران آمار کاربران
کاربران آنلاین کاربران آنلاین : 1
تعداد اعضا تعداد اعضا : 33

اعضای آنلاین اعضای آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 109
بازدید دیروز بازدید دیروز : 15
ورودی گوگل امروز ورودی گوگل امروز : 2
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 1
بازدید هفته بازدید هفته : 164
بازدید ماه بازدید ماه : 621
بازدید سال بازدید سال : 3,594
بازدید کلی بازدید کلی : 96,815

اطلاعات شما اطلاعات شما
آی پی آی پی : 54.198.23.251
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :